|
نویسنده مهرداد صداقت
|
|
1387/11/28 ساعت 09:09:05 |
|
بازدید : 2675
پنجم اسفندماه، روز مهندسى است. روزى كه به پاس بزرگداشت خواجه نصيرالدين طوسى، اين نام را بر آن نهادهاند. خواجهنصيرالدين طوسى از جمله دانشمندان بزرگ رياضى و هندسه است كه در تاريخ 5 جماديالاول سال 597هجرى قمرى در جهرود قم پا به جهان گذاشته است
خواجهنصير به دليل علاقه وافرش به تحصيل، علوم رياضى و نجوم و حكمت را به طور جدى دنبال كرد و توانست سرآمد دوران شود. او علوم دينى و علوم عملى را زير نظر پدرش و منطق و حكمت را نزد خالويش باباافضل ايوبى كاشانى فرا گرفت. تحصيلات عالى خود را در نيشابور به پايان رسانيد و در آنجا به عنوان دانشمندى برجسته زبانزد خاص و عام شد. خواجهنصير، براى ادامه تحصيل به شهررى و از آنجا به قم رفت و پس از مدتى راهى اصفهان شد. باتوجه به اين كه در اين شهر، استاد مورد نظر خود را نيافت به عراق رفت و در آنجا علم فقه را فرا گرفته و در سال 619ه.ق، موفق به دريافت درجه اجتهاد و اجازه روايت از معينالدين شد. در اينجا بود كه در درس اصول فقه علامه حلى حاضر شد و او نيز، در درس حكمت خواجه شركت كرد.خاتم فلاسفه و عقل حادى عشر، نامهايى است كه در مورد خواجه نصير طوسى به كار بردهاند.در كتاب آثار الشيعه آمده است كه خواجه نصيرالدين طوسى با سيدعليبن طاووس حسينى و شيخ ميثم بن على بحرانى در مدرسه ابوالسعاده اصفهان درس خوانده است. ابن ميثم در فقه، استاد و در حكمت، شاگرد خواجه نصيرالدين طوسى بوده است. آثار علمى و قلمى خواجه 150اثر است كه اغلب آنها به عربى نوشته شده است، از جمله مهمترين آثار اصيل وى در حساب هندسه و مثلثات جوامعالحساب بالتخت و التراب، رسالهالشافيه و اثر معروفش، كتاب شكلالقطاع است كه به نوشتههاى رگيومونتانوس اثر گذارده است. معروفترين آثار نجومى وى زيج ايلخانى - كه در سال ۶۵۰ نوشته شده است - و همچنين تذكره فى علم الهيئه است. كتاب تنسوقنامه و كتابهايى در زمينه اختربينى نيز نوشته است. به احتمال زياد برجستهترين كار طوسى در رياضيات در زمينه مثلثات بوده است. در كشف القناع عن اسرار شكلالقطاع، وى نخستين كسى بود كه مثلثات را بدون توسل به قضيه منلائوس يا نجوم، توسعه بخشيد و هم او بود كه براى نخستين بار قضيه جيوب را، كه رويداد برجستهاى در تاريخ رياضيات است به روشنى بيان كرد. در نجوم، تذكره فى علم الهيئه وى شايد كاملترين نقد بر نجوم بطلميوسى در قرون وسطى و معرف تنها الگوى رياضى جديد حركات سيارات است كه در نجوم قرون وسطى نوشته شده است. اين كتاب به احتمال زياد از راه نوشتههاى منجمان بيزانسى به كوپرنيك اثر گذاشته است و همراه با كار شاگردان طوسى متضمن تمام تازههاى نجومى كوپرنيكى است به استثناى فرضيه خورشيد مركزى آن. نصيرالدين طوسى با اينكه سرو كارش بيشتر در سياست و اجتماع بوده، روشنترين راه را كه براى رسيدن به جهان جاودانى نشان ميدهد، ديانت است. اگرچه در تمام نوشتههاى خود دم از استقلال و معرفت ميزند؛ اما آشكارا ميگويد دانش تنها از ايمان و دين حاصل ميشود و حقيقت دانش را دين ميداند كه تسليبخش جانها و روانبخش كالبدهاى افسرده است. طوسى بيشتر به عنوان منجم معروف است و رصدخانه وى يك موسسه علمى در تاريخ علم به شمار ميرود. كتاب تنسوقنامه او از لحاظ موضوع فقط در مقايسه با مشابه آن يعنى كتاب بيرونى (كتاب الجماهر فى معرفت الجواهر) در درجه دوم اهميت قرار دارد. طوسى يكى از پيشروترين فلاسفه اسلامى است كه تعليمات مشّائى ابن سينا را پس از آن كه در طول دو سده در محاق «كلام» قرار گرفته بودند، احيا كرد. او مظهر نخستين مرحله تركيب تدريجى مكتبهاى مشّائى و اشراقى است. اخلاق ناصرى وى رايجترين كتاب اخلاقى بين مسلمانان هند و ايران بوده است. تجريد العقايد او در كلام مبناى الهيات اصولى شيعه دوازده امام است. برخى از کتابهاى مهم خواجهنصير 1 ـ شرح اشارت بـو علـى سينا 2 ـ قـواعد العقـايـد 3 ـ آغاز و انجام 4 ـ تحـريـر مجسطـى 5 ـ تحرير اقليـدس 6 ـ تجـريـد المنطق 7 ـ اساس الاقتباس 8 ـ آداب البحث 9 ـ آداب المتعلميـن 10 ـ روضه القلوب 11 ـ اثبات بقاء نفس 12 ـ تجريد الهندسه 13 ـ اثبات جوهر 14 ـ جامع الحساب 15 ـ اثبات عقل 16 ـ جام گيتى نما 17 ـ اثبات واجب الوجود 18 ـ الجبر و الاختيار 19 ـ استخراج تقويم 20 ـ خلافت نامه 21 ـ اختيارات نجوم 22 ـ رساله در کليات طب 23 ـ ايام و ليالى 24 - علمالمثلث 25 - الاعتقادات 26 - شرح اصول كافى طوسى بيش از هر فرد ديگر مايه احياى علوم اسلامى بوده است. گروهى خواجه را برهمزننده وحدت دو ملت عربى و اسلامى ميپندارند و ميگويند به دست او وحدت عربى در آن زمان پاشيده شد. واقعيت اين است كه خواجه در اين باب گناهى نداشت و اگر خواجه پس از آن همه وقايع و خونريزى به داد مسلمان نرسيده بود، جهان اسلامى امروز چه وضعيتى داشت؟ در سال 672 هجرى قمرى نصيرالدين طوسى با جمعى از شاگردان خود به بغداد رفت كه بقاياى كتابهاى تاراجرفته را جمعآورى و به مراغه بازگرداند. دوران بازگشت به وطن خواجه در بين راه بازگشت از عراق به وطن از شهرهاى مختلف عبور کرد و به نيشابور رسيد، نيشابور در آن زمان چند بار مورد هجوم قرار گرفته بود و شهر در دست مغولان بود. خواجه بعد از نيشابور به طرف طوس زادگاه خويش ادامه مسير داد و از آنجا خود را به قاين رساند تا بعد از سالها به ديدار مادر و خواهرش موفق شود، مدتى در قاين اقامت کرده و به تقاضاى اهل شهر، امام جماعت مسجد شهر را قبول و به مسائل دينى مردم رسيدگى کرد و اطلاعاتى نيز درباره قوم مغول به دست آورد. خواجه در سال 628 «هـ .ق»، در شهر قاين با دخترفخرالدين نقاش پيمان زناشويى بست و به اين ترتيب دورهاى ديگر از زندگى پر فراز و نشيب خواجه آغاز شد. بعد از چند ماه سکونت در شهر قاين از طرف محتشم قهستان به نام ناصرالدين که مردى فاضل و کريم و دوستدار فلاسفه بود، دعوت به قلعه شد. او به اتفاق همسرش به قلعه اسماعيليان رهسپار شد. قلعههاى اسماعيليه بهترين و محکمترين مکان در برابر حمله مغولها بود. در اين مدت که خواجه نصير در قلعه قهستان بود، بسيار مورد احترام و تکريم قرار مىگرفت و آزادانه به شهر قاين، رفت و آمد داشته و به امور مردم رسيدگى ميكرد. در همين زمان بود که به درخواست ميزبان کتاب (طهاره الاعراق) ابن مسکويه را از عربى به فارسى ترجمه کرد و نام آن را اخلاق ناصرى (به نام ميزبان خود) نهاد. خواجه نصيرالدين طوسى در خدمت هلاكوخان ايلخان مغول، خواجه نصيرالدين طوسى در تمام امور كشورى و لشگرى مغول براى نيل به مقاصد عاليه خود اثرگذار بوده و تا اندازهاى كه توانست از پيش آمدها و سختيهاى ناگوار كه متوجه جامعه مسلمانان ميشد جلوگيرى كرد، گاهى با سخنان علمى و زمانى با گفتوگوهاى مختلف و اندرزهاى سياسى، مقاصد مهم اساسى خود را با دست هلاكوخان انجام ميداد. پيشرفتهاى علمى و نوازش فضلا و علما با دست خواجه صورت ميگرفت و به خاطر اين نظريات روز به روز در دربار هلاكو محبوبتر شده و مورد توجه خاص ايلخان ميشد. خواجه نصيرالدين هميشه اصول مقاصد دينى را نصبالعين خود قرار داده و تمام حركات سياسى و علمى را كه شايسته يك مرد دينى آشنا به مصالح اجتماعى و سياسى اسلامى است به كار ميبست. يكى از اقدامات مهم خواجه نصيرالدين طوسى تشويق هلاكوخان به فتح بغداد و برانداختن دودمان عباسى و كشتن خليفه به دست ايلخان مغول بود.(به نقل از كتاب شرح حال رياضيدانان ايران و جهان)
تاسيس رصدخانه محقق طوسى به اتفاق كليه مورخان آن عصر بر عقل هلاكو چيره شده و تا ميتوانست از قدرت و تسلط او به نفع كشور خود استفاده ميكرد و به جهان علم و ادب و ترويج مذهب شيعه اثنى عشرى خدمت كرد و به نيروى اراده و تدبير خود توانست عقايد و آراى خود را به نام دلالتهايفلكى عملى ساخته و از اوهام و خرافاتى كه مانند حسامالدين، منجمها به نام نجوم ميگفتند، جلوگيرى كند و در اثر نوازشهاى محقق طوسى، دانشمندان توانستند با فراغت بال مشغول تاليف و تصنيف و اشتغالات علمى شده و هر كدام در محيط تاريكى كه بر اثر فساد اخلاق و كشتارها و خونريزيهاى پراكنده، آشفته شده بودند، مشعل فروزانى شده و در تشريح فضائل بكوشند و تا اندازهاى از فساد اخلاق و بيدادگرى جلوگيرى كنند. رفتن محقق طوسى به حله براى زيارت شيخ نجمالدين ابوالقاسم حلى مولف كتاب شرايع الاسلام تاثير عميقى در محافل علمى اسلامى كرد و درس عبرتى بود كه تاكنون داستان آن بر سر زبانها است. از جمله اقدامات ديگر خواجه نصيرالدين طوسى كه تاريخ هيچگاه آن را فراموش نخواهد كرد تاسيس رصدخانه مراغه است كه به دست او با همراهى عدهاى از فضلا و دانشمندان بنا شده است. اين رصدخانه از مشهورترين رصدخانههاى دنياى اسلام ذكر شده و آوازه آن تمام جهان آن روز را فرا گرفته و تاكنون با اين همه تطورات و تغييراتى كه در جهان پديد آمده باز نام آن رصدخانه هنوز با اسم بانى آن بر سر زبانها است. به دستور محقق بزرگ طوسى فخرالدين ابوالسعادات احمد بن عثمان مراغى معمار معروف آن عصر ساختمان وسيع و با شكوه رصدخانه را با نقشه استاد شروع كرده و محلى كه براى رصدخانه انتخاب شده بود تلى است كه در شمال غربى شهر مراغه واقع شده بود و اينك به نام رصدخانه مراغه معروف است. براى كمك به رصدخانه علاوه بر كمكهاى مالى دولت اوقاف سراسر كشور نيز در اختيار خواجه گذارده شده بود كه از عشر آن جهت امر رصدخانه و خريد وسايل و اسباب و آلات و كتب استفاده ميكرد و در نزديكى رصدخانه، كتابخانه بزرگ و بسيار عالى ساخته شده بود كه در حدود چهارصد هزار جلد كتاب نفيس براى استفاده دانشمندان و فضلا قرار داده بود كه از بغداد و شام و بيروت و الجزاير آورده بودند. در جوار رصدخانه هم يك سراى عالى براى خواجه و جماعت منجمان ساخته بودند و مدرسه علميهاى براى استفاده طلاب و دانشجويان ساخته شده بود و اين كارها مدت 13 سال به طول انجاميد، تا اينكه ايلخان هلاكوى مغولى در سال 663 درگذشت. با اين حال، خواجه تا آخرين دقايق عمر خود مواظبت و اهتمام بسيار كرد كه آن رصدخانه و كتابخانه از بين نرود و خللى در كار آنجا رخ ندهد. بناى رصد خانه مراغه از افراط و تفريط منجمان آن دوره جلوگيرى كرده و از اوهام و خرافاتى كه به نام دلالتهاى فلكى انتشار پيدا كرده بود و مغولان آن را دامن ميزدند جلوگيرى كرد. يكى از دانشمندان مشهور آمريكا به نام فانديك در يكى از تاليفات خود مينويسد: دانشمندان نجومى اروپا براى هر يك از كوههاى كره ماه نامهايى از فضلاى جهان را كه خدمات شايستهاى به جهان علم كردهاند نامگذارى كردهاند، از جمله يكى از كوههاى كره ماه به نام خواجه نصيرالدين طوسى نامگذارى شده است. به هرحال عظمت روحى محقق طوسى نشاط مخصوصى در قلب فضلاى رنج ديده و آواره از وطن آن زمان ايجاد كرده و سبب شده بود كه تمام مشقات و صدمات خانمانسوز را در اتاق نسيان گذارده و با شوق وافرى در حمايت استاد به درس و بحث در دانشگاهى كه او در مراغه و بغداد ايجاد كرده بود، اشتغال ورزيده و معضلات هر علمى را مطرح و با تبادل افكار و سعه اطلاعات استاد كل حل كنند. (سايت رشد)
وفات خواجه نصيرالدين طوسى در سال 672 هجرى قمرى خواجه نصير با جمعى از شاگردان خود به بغداد رفت كه بقاياى كتابهاى تاراج رفته را جمعآورى و به مراغه ارسال دارد اما اجل مهلتش نداد و در تاريخ 18 ذيالحجه سال 672 هجرى قمرى در بغداد دار فانى را وداع گفت و جسدش به كاظمين انتقال داده و در جوار امامين همامين مدفون شد. |
|
آخرین بروز رسانی ( 1387/12/11 ساعت 21:57:38 )
|